خرید بک لینک

کجا روم که شب نداشته باشد؟

کجا ک شب نداشته باشد تا از هجوم خاطرات در امان باشم؟

کجا روم که بتوان فراموش کرد

کجا روم که بتوان گریخت

کجا روم که خواستن نباشد

+ نفسم بند نفس های کسی هست که نیست...

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

زندگی با تمام قصه های ناجوانمردانه اشزیبایی های خاص خودش را داردمثلا جلوی پنجره ایستادن و تماشای بارانو گوش دادن ب صدای ناودان هازندگی ماجرای پیچیده و عجیبیست...داشتم فکر میکردم به عشق به اینکه همه ی

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

باز هم خیره به عکست شده ام تا شاید

این سِری چشم تورا چشم من از رو ببرد

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

تا حالا چشمایی که حرف بزنن دیدی؟

چشمای قشنگی که وقتی بهشون نگاه کنی خودتم فراموش کنی

تا حالا دیدی چشمایی که یه دنیا باشه و توش گم بشی؟

+خودم اینجا

دلم پیش تو سرگردان است...

^_*

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

خدایا خیلی صبوری دیشب اومدم دم پنجره، به آسمونت نگاه کردمخیلی آروم ابرها از جلوی ماه رد میشدندلم میخواست مثل گذشته ها ساعت ها به آسمون نگاه کنمامشبم ماه پیداست، بارون هم میباره و این خیلی قشنگه نگران

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

باور کنید عشق افسانه نیست

می شود با عشق زندگی کرد

عشق دروغ نیست

بزرگ است

بزرگ ب اندازه ی تاریخ

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 17:56

صفحه بندی